|
تا شقايق هست زندگي بايد کرد
|
دوستت دارم... تويي عشق ماندگار...




کلبه عشقم، دل عاشقم و فضاي اتاقم پر شده از غم...غم تو غم دوري غم تنهايي هات داره ديوانه ام ميکند چه کنم خداياااا
هر چه اشک ريزم به يادت کم است بميرم که اين فاصله ها امانت را بريده...خودکشي؟ چطور تونستي به خودت حتي اجازه فکر کردن اش را کني...قهرم ديوونه قهرم باهات ولي باز هم با وجود اين دلم برايت تنگ شده...

در حاليکه شکسته اي فقط بخاطر من
به من ميگي غصه نخور فقط بخاطر تو
ميگي که طاقت بيارم گريه رو بگذارم کنار
هر چي ميشه بذار بشه عشق ما هنوز پا بر جاست
به که گوييم که عمريست در طلب هم هستيم
جرم تو فقط اين است که عاشق من هستي

ديشب به خوابم آمدي
چه زيبا بود تماشاي تو محو آن نگاه و قد و بالاي
تو آمدي خوش آمدي بازهم بيا به خواب ما ولي ديگه تو رو خدا فرار نکن ز دست ما
فقط ميخوام نازت کنم بگويم من دوستت دارم بعد بدي يک بوسه به ما
اما دريغ کردي تو باز دريغ از حتي يک نگاه
انگار دلت نمي سوزت به حال ما
هميشه به دنبالتم ولي محل نمي دهي فقط ميخوام با تو باشم تنهاي تنها...
وقتي برات از اين خوابها تعريف کنم ميگي عيبي نداره خوابها همه بر عکسند چي ميشه ولي جواب دل ما
باشه عزيز دل من عيبي نداره حالا همان ديدار روي ماهت کافيه اين دل عاشقم راضيه شادي اش در اين است که حقيقت غير از اينهاست ![]()




ديگه بسه انتظار اشکهايم جاري مثل سيلاب بسه ديگه نميتونم اين روزهاي تلخ رو به اميد فردا سر کنم بسه به کي بگم داريم ذره ذره آب مي شويم جز پوست و استخوان ديگه چي باقي مونده از ما اي خدا نکنه قهري با ما...مردن و بودن بي او برايم فرقي نداره تا کي بايد با يک تلفن سر کنيم از غم اين دل بايد هر چه آدم است با خبر کنيم...و اين عشق که هر روز بيشتر ميشه جدايي سختر ميشه...اون از تنهايي هاش ميگه من ميگم بميرم برات من از بي کسي هام ميگم اون ميگه برات بميرم اينه زندگي؟ واي چقدر سخته اي خدا دلت پر پر بزنه واسه ديدار يار و هيچ کاري از دستت بر نياد...خدايا التماست ميکنم اين درد رو در مون کن اين دل تنگ مارو کمي آروم کن شب در خواب در رويا در طول روز ببيچاره و سرگردون اين همه درد رو ميشه کجا برد؟ هيچ جا نميشه مثل سايه به دنبال من است علاج اين درد خدايا
فقط ديداره, فقط ديدار پس بگذار اين جدايي سر برسه لحظه ديدار باشه عزيزم از سفر برسه... خدا جونم فقط از درد اين جداي بکاه بگذار انتظار سر بياد باقي مونده درد رو به مشکل ديگره اضافه کن چون وقتي من و او ما شويم ميتونيم دنيا روحتي تکون بديم خونه جاي موندن نيست قهر با من در و ديوار واسه به تو رسيدن انگار نميشه راهي پيدا...
دو
باز نشسته ام بي تو باز فقط به ياد تو
سالها ميگذرد از انتظار تلخ ما
انگار تموم نميشه فاصله ها بين ما
انگار دست به دست هم داده سرنوشت و آدم ها
تا پاياني نيابد اين شب هاي تار ما
ببين سالها گذشته اما باز بند نمياد ريزش اشک چشمام
ميدونم دوست نداري اشک بريزه از چشمام اما آخه چه کار کنم اين دل پريشونه برات امروز دوباره به يادت جاري شدند اشکاي من گوله گوله روگونه هام
فراموشت نميشه کردا ي عشق جاودان... گاهي ميگم الهي بميرم برات براي تنهايي هات واسه سرگردونيهات اما باز ميگم اگر بميرم ميشي تنهاي تنها تودنيا...نمي دانم تا کي ميشود طاقت آورد اين اتظار تلخ رو ,حسرت هاي روز شب رو , اشکهاي 24 ساعت رو سالهاست من دست به دعام و فقط تو رو ميخوام تو رو ميخوام جايي بود خوندم خداوند چون دوست داره آهنگ صداي بعضي ها رو، زود نمي دهد حاجت شانرا يعني ميشه منم باشم جزوه از آنها؟ واسه همين نميشه حاجتم روا؟
فقط گويم اي خدا، ي دوستدرعاشقان تا دير نشده عشقم را برام بيار عشقم را برام بيار

شدم گرفتار تو
در آن شب غريب و زيبا
وقتي خواستم دعا کنم
در عين حال گريستم
آسمون هم با من گريست
او هم با من سپس دعا کرد
هر دو با چشم گريون
دستامون رو به آسمون
تو را خواستيم از خدا جون
خدا جون هم شنيد دعاي مرا
اينگونه بود که روزي
تو را بهم داد اي عزيز
زان پس عاشق بارونم
هر وقت ک بارون ميزنه
دوباره عاشقت ميشم
گل شقايقت ميشم

روزي به سر خواهد رسيد اين انتظار تلخ اين خاطره هاي جدايي هميشه يادم ميمونه
يادم ميمونه که بي تو چه گريه هايي کردم چه اشکهايي ريختم
يادم مييمونه اون همه حرف هاي عاشقونه اون تلفنهاي بي بهونه، يادم ميمونه شب و روز آرزوي با تو بودنم به تو وفادار موندنم قصه عشق ما با آن جدايي دوباره آغاز شد....
دلهاي ما شکيبا تر از هميشه شد و عشق ما عاشقتر
يادم ميمونه واسه به هم رسيدنم چه دردهايي تحمل کردي
مرا لحظه اي ز ياد خويش غافل نکردي يادم ميمونه همه وفاداري تو همه عشق و صبوري تو....


دلم باز بي قراره
بي قرار شنيدن طنين آفتابي ياره
تشنه هر کلامشم
عاشق دوستت دارم هاش
حتي صهبت با اون واسه من ارزش داره يک عالمه
گرد و خستگي را از روح تنم بيرون مياره
شوق با او بودن که به من زندگي ميبخشه
زيبايي عشق در انتظار است
هميشه قلبم از او شاد و خوشحال است
اين در انتظار بودن است که دوست داشتنت رو ميشه ثابت کرد
با وجود همه دوري صبورانه با مشکلات دست و پنجه نرم کرد
انقدر دوستت دارم که همگان ميبينند به چشمهايم نور و عشقت را
انقدر دوستت دارم که عادت کرده لبهايم از تو نام بردن را
با تو اينجا با تو آنجا سپاسگزارم از خدا
براي داشتن تو براي خاطرات ما
دو تا ياريم تو دنيا مانندي نداريم ما
همه تعجب ميکنند از عشق و بردباري ما
ميگويند "آفرين به شما عاشق مانديد تا حالا"
دوستت دارم اي مهربان خوشبخترينيم به خدا
هر کسي عشق خودشو دور ميندازه اينروزها
به راستي که عاشق بودن هنر ميخواد
تا تويي در دنياي من، غمي ندارد اين دلم
وقتي همه اذيت ميکردند مرا، در مي آوردند اشکم را آرزو ميکردم اي خدا ، "پيدا کن گمشده ام را" ...
پس خداي مهربان تو را قرار داد سر رام
دلم ميخواست يکي از همه بيشتر منو دوست داشته باشه
در غربت و تنهايي باشد برايم تکيه گاهي
اکنون تو هستي هستي ام، تو عشق و آزادگي ام
آرزو ميکنم مثل تو، خداوند قسمت کند به همگان
تا بچشند طعم زندگي را،ياد بگيرند عشق و دلدادگي را


به من ميگه دوستت دارم دوري تو طاقت ندارم![]()
بهش ميگم تو جونمي روياي مهربونمي
به من ميگه عزيزمي ،تو همه تارو پودمي
بهش ميگم عاشقتم، جز تو به کسي دل نميدم
به من ميگه تو همه دنياي مني،همه اميد و آرزوهاي مني ![]()
بهش ميگم عزيزتريني، تو آرامش بخش دل محشر مني
بهم ميگه آره تو واقعا محشري ،تا دنيا دنياست تو فقط سهم مني ![]()
بهش که ميگم دوستت دارم بيشتر از تو،
بهم ميگه نگو بيش از تو دلم قبول نداره آخه اون ميدونه عشق من بيش از يک عالمه
منم ميگم بگذار روزش که رسيد به هم ثابت ميکنيم عشق چه کسي بيش از ديگريست

ميام به ديدارت باورم نميشه
پايان تنهايي هاست باورم نميشه
کبوتر عشق ما از دور پيداست باورم نميشه
پايان انتظار تلخ و طولاني ماست باورم نميشه
روز هاي ابري ديگر نا پيداست باورم نميشه
ديدار تو مثل خواب و روياست باورم نميشه
تعبير خواب هاي ماست باورم نميشه
يک
نفس فاصله دستهاي من با دستهاي مهربان شماست باورم نميشه...فصل زيباي با
هم بودن ماست ولي باورم نميشه...زماني که چشمم بي افتد به چشمهاي زيبات
بهترين لهظه عمر ماست باورم نميشه
شنيدن دوستت دارم هايت در کنارم نه از پاي تلفن ، برايم بهترين روياست
با تو قدم زدن به پيشواز فردا رفتن دنيايي باشکوه تر از همه چيز در اين دنياست...لهظه ها را مي شمارم
...لهظه ديدار را روزي هزار بار به يادم ميارم
اي لهظه آفرين لهظه هايم ، تو را بيش از هميشه دوستت دارم
شر شر آب دلنشين بود
آنروز روزي نازنين بود
تولد ماه آسمون بود
آنروز تولد من بود
پيدايش ستاره ي ديگر در آسمون بود![]()
![]()
عشق من، ديگران همه نگران فردا هستند و من نگران اين روز ها...

نگران اينکه ديگر ناي انتظار کردن را نداشته باشيم
نگرن اين که بي تو بميرم

آروم...آروم...آرروم...آروم...آروم 


کجايي اي روح تازه کجايي اي ماندگار
بيتو باز دارم پرپر ميشم بيتو دارم به آخر ميرسم
بيتو دارم جون ميدم فقط يک کلام ميگم عشق من دارم بيتو ميميرم...پس کي به دادم ميرسي
روح کهنه و غبار آلود مرا کي روشنايي مي بخشي با نوراني چشمات با وجود نازنينت با بوي عطر مهربونت

گل ياسي شگفت ،به خورشيد لبخند زد
آسمان آبري، آبي شد
شب تاريک و سياه مهتابي شد
پرندي زيبا با بال هايش نوشت
عزيز مهرباني در راست
تولد تولد تولدم مبارک![]()
![]()
![]()

با تو ميرم به رويا ميرم به دشت و صحرا
با تو عزيز مهربان دلم ميگيرد آرام
انگار سهم من از تو دوريه عشق و رنج و صبوريه
آرزوي ديدار تو، آرزويي قديميه
تو در خاطرات کهنه ايي تو عشقي جاودانه ايي
عشق تو در قلب من نه مثل بهار است نه پاييز انتظار
عشق تو در قلب من مانند صدف هاي درياست
اينو بدان عشق من هر لبخند تو زيباست
به تو رسيدن و با تو بودن مثل شکوه درياست
توفيق اسم تو برايم بهترين ترانه هاست
بدان که از دوريت اينروز ها خيلي دلگيرم
بدان که هر شعر من به قربون اون چشمات
بدان که بيتو هيچم مثل گلي پژمرده
يا مانند درختي که به سر نرسيده
براي مهربوني هات چيز زيادي ندارم
جز دلي که فقط براي تو ميزند و جز عشقي که به وسعت اقيانوسهاي عالم است
دوستت دارم نه يکبار نه صد بار
بلکه بيش ازنفسهام
اي آرزوي ديرينم عشق من؛ زيستن را بخاطر تو دوست دارم

پاييز دل بهار ميشه* يک دشته لاله زار ميشه
وقتي صدايت ميشنوم
ميگم که خوشبخت
منم با اينکه از تو دورم ولي با گفتار نازت زندگي به اين زيباييست...
با اون حرف هاي قشنگت
يک بار تا ميشنوم صدات ديگر غمي نيست زيرا که لحظه هايم با خنده هاي نازت، با حرف هاي عاشقانه ات لذت بخش و به ياد ماندنيست سرا پاي وجودم...
پر ميشه از شادي و عشق
تو روح مني تو در بند بند وجودمي
ميگم فقط مثل مني
شبانه روز به فکرمي
مني که هميشه يادت گرمي لحظهام بوده
پس تا زنده ام عاشقت ميمانم اي عاشق ترين

دستهاي من گرمي دستاتو ميخواد هنوزم که هنوز
نفس هاي خسته ام گرمي نفسهاتو ميخواد هنوزم که هنوز
دارم مثل هميشه از تو مينويسم
تو که دلدار مني*.*عشق و تمناي مني
تو تنها دليلي واسه حرف هاي قشنگم*.*تو تنها حرفي روي لبهاي خستم چه خوب و نازنيني*.* اي هميشه صميمي تو قدرمو ميدوني اي تو همه دنياي من *.* حکايت امروز و فرداهاي من
دلم برايت تنگ شده *.* آسمون آبي ديگه کم رنگ شده
اما باز ميگم در انتظارم*.*بيش از هميشه دوستت دارم

اي تو تنها حس غريبم 



امشب دوباره ميخواهم از دل بنويسم همان دلي که قصه هايش پاياني ندارد همان دلي که هميشه دلتنگ توست مهربانم... دو چشم عاشقم هميشه تشنه ديدار تو بوده و قلب کوچکم تمام ورق هايش رو از تو پر کرده سکوتي که ياد آور دلتنگي هاي من است شبهايي که همه تاريک و تار است. آه که چه دل صبوري دارم برايت چه صبورانه به جاده انتظار ايستاده ام من و چه معصومانه لب هايم هميشه نامتو را ذکر ميکند چقدر عزيز شدي عزيزم چه بي پروا در بند بند وجودم جا گرفتي و چه عاشقانه در قلبم ماندگار شدي انگار مثل خون توي رگهاي مني، انگار مثل ضربان قلبم هميه همراه مني...چه معجزه قشنگي خداوند آفريد: معجزه عشق همان عشقي که همه درد هاي آدم رو درمان ميکنه. خورشيد تابانم من طلوع عشق را در چشمان افسونگر تو ديدم من نياز خود را در وجود مهربان تو ديدم فداي آن دل صبورت، فداي آن جسم خسته ات و آن روح سرگردانت يا آن چشمهاي هميشه چشم به راهت دل من مهربانم خوشبخترين دلهاي دنياست و تنها منظره تماشايي من همان عکس من و تو و درياست آغوش تو پذيراي آغوش ماست همان آغوشي که آرامش دنيا را در بر دارد در بلور اشکهايم ميداني هميشه ياد تو بود در قلب صبور عاشقم هميشه غوغاي تو بود گاهي مانند ابر هاي تابستان مي بارم آخر غم دوري تو کم دردي نيست من تنها آرزويم هميشه تو بودي، هميشه تو هستي و هميشه هم خواهي بود تو همان داستان بي پاياني برايم تو معناي هرحرف عاشقانه اي تو تنها بهانه اين دل خستمي... تو درست مثل نفس کشيدني... چقدر رويايي هستي، پر از هواي بهاري ميداني که پايان انتظاري... قيمت چشمهاي نازت بيش تمام عالم است مراد هر دل عاشقي به معشوقش رسيدن است...
روزي انتظار معناي زيبايي داشت
انتظار برايم معني شيريني داشت
اما امروز، امروز که سالهاست در انتظارم، کلمه انتظار داره برايم طاقت فرسا ميشود...وقتي چشمهايم را به ياد تو مي بندم و دوباره بيدار ميشوم و خود را دوباره تنها مي يابم، فقط ميخوام گريه کنم انگار اتظار دارم وقتي چشمهايم را باز ميکنم او آنجا ببينم...چه ها که اين عشق نمي کند با دلها...با اينکه قلب کوچکم ميداند او به اين راحتي نمي تواند بياد کنارم ولي چرا باز شب و روز دل فرياد ميزند او را که بيا؟ به قول خودش اي کاش ميشد اين عشق و ديوانگي رو ايست کرد و وقتي روز انتظار فرا مي رسيد دوباره لامپ سبز ميشد در آن صورت اين اتظار اينقدر سخت نمي بود خدا...چه بگويم که اين دل طوفاني شده دنيا همه رنگين ولي به چشم ما زندون شده...سخن هاي نا تمام هرگز پاياني نداره چقدر دلم صبوره با اينکه خيلي حقيره...زندگي و عاشقي سخت است ولي، زندگي بي عاشقي هيچ است هيچ تا که زندم اينرا خواهم گفت
زنده باد اين عاشقي...زنده باد اين عاشقي
اي که بيتو دل بي قراري دارم
بي تو سخته نفس کشيدن نفسم
بيتو سخته چشم گشودن
آخر چيست جز تو دلخوشي ديگرم؟

کاش پرنده بودم پرواز ميکردم به سويت
کاش پروانه بودم از باغچه هاي عشقت گل ميچيدم
کاش خورشيد بودم فقط براي تو مي تابيدم
کاش مهتاب بودم شبهاي تارت را روشنايي مي بخشيدم
کاش ابر بودم از غم هجرانت هميشه مي باريدم
کاش باران بودم از اون بالا ها ميبوسيدمت
کاش در کنارت بودم اين همه حسرت نمي خوردم
مثل رويا مثل دريا مثل خورشيد ميموني
مثل فردا مثل دنيا مثل گلها ميموني
تو عزيز دلمي تو روياي دل آويز مني
دوستت دارم تا هميشه
دنيا رو به يک تار موت نميدم عزيزم
چقدر با تو عاشقي قشنگه
مثل رنگين کمون، رنگارنگه
چه نقش نازي داشتي تو زندگي ام ميدوني؟
تو همون نيمه گمشده مني ميدوني؟
تو تنها ستاره چشمک زن نوراني هستي
تو بهونه روز هاي ابري هستي
تو نور آشنايي، تو عزيز جاوداني
تو پرشکوه مثل بهار، تو پر غرور مثل کوه
تو مرحم تو خستگي، تو غايب هميشه حاضر
هرچي ميگم هر چه بگويم کم است
بيتو عزيز نفس کشيدن هم يک ماتم است
تو عشق با وفاي من، تو اميد و آرزوهاي من
اين را بدان اي نازنين تمام اميد و آرزوهاي من
به تو ختم ميشه پس هرگز تنهايم نگذار
هر وقت ميل رفتن کردي مرا نيز همراه ببر...

انگار پايان نداره انتظار تلخ ما
اي خداي مهربان
اي پناه بيکسان
تا زنده ام تو را از جان و دل ميپرستم
تو که آرامش بخش قلب هاي بي قراري
تويي که شب و روز خواب نداري
هميشه بوده وهميشه هستي
هر چه داريم از تو داريم اي نور هستي
اي خداي مهربان
اي هميشه ياور
اي تو تنها باور
روح تويي، جان تويي
زينت بخش زمين و آسمان تويي
وقتي تو رو داريم
هيچ غمي نداريم
زيرا تويي يکتا
ماييم بي تو رسوا
در عمق قلب هاي عاشق ما
کسي نيست جز شما
زمين را آفريدي
مانند سر پناهي
آسمان را آفريدي با شکوه مثل دريا
هر چه بگويم کم است از تو و مهربونيهات
تو بي نظيري ميدونم
تو آغازي و پايان
تو مرحمي واسه دردام
زيباتر از بهاري
تو اشک انتظاري
تو خورشيد مايي
تو برتر از کهکشان هايي
مينازم به خودم چون تويي دارم
ميدانم تا زنده ام
شرمنده محبت هاي توام


خداوندا اي خالق يکتا
يار و ياور دلشکستگان باش
اي همواره حاضر درمان قلب هاي عاشقان باش
اميد دل يتيمان باش
با نور خود زمين را بلرزان
و دشمنان اسلام را در هر گوشه جهانبسوزان
توفيق عزيزم 

اي همه وجودم
با تو و فقط با تو بلدم رسم رسوم عاشقي را
اي تنها بهانه قلب تهام من فقط و فقط با تو دنيا و زيبايي هاش قادر به ديدنم نور چشمانم
آغاز روزهاي مني مثل خورشيد
و تو با آمدن مهتاب تا وقت گشودن چشمام
هر جا روم هر چه کنم تو در خاطر پريشان مني
تو هميشه بوده و هميشه خواهي بود
تو مثل نفس کشيدني
مثل بارون نم نم
مثل رنگين کمان هفت رنگ
من چقدر خوش شانسم که ياري چون تو يافتم
خداي مهربونم
اوني که هست هميشه همراه
منو خيلي دوست داره
اينو خوب فهميدم
ورنه عشقي بهم نمي داد که همه در حسرتند
عزيز راه دورم دلم دلم برايت خيلي تنگ شده
گفتي احساس قشنگم تويي
ولي تو همه دنياي مني عشق من
طنين دلنشينت زندگي مي بخشه هميشه
حرف هاي قشنگت برام شادي مياره
فکر با تو بودنم آرزوي زندگي منه
وقتي ميگي بدون من زندگي ناممکنه انگار رو ابر هاي آسمونم
اي تو بهونه قشنگم
اي تو تنها حرف دل تنگم
با تو خوشبخترين روي زمينم
زندگي از هميشه قشنگتره با اينکه از تو دورم اما حرفهاي مهربونت صبر هر مشکلي رو بهم ميده
با تو من دلبندم شکست ناپذيرم


دنيا تاريک و تنگه
آدمک ها و دنياشون سياه و سفيد...نيرنگه
من تو رو ميخواهم تو که رنگين کمون مني
تو آسمون بي ستاره، ستاره چشمک زني
تو که دليل عاشق بودني
بي تو بي روح و سرگردان در اين نقطه جهان دل تنگم خيلي دل تنگم دلبندم...
عزيزم غم جدايي تو کم نيست
کم نيست غم بي کسي،غم بي همنفسي
کم ميست غم بي تو نفس کشيدن
کاش بيايي و به اين انتظار پايان ببخشي
کاش بيايي و بهار رو با وجود نازنينت بياري
بگو اين روز ها به پايان ميرسه که من يکي باورم نميشه
بگو اين تنهايي و اين شب تاريک پاياني داره که من يکي باورم نميشه...بيا ناجي قلبم بيا آرزوي قشنگم...
بيا پاد شاه قصه هاي من
بي تو تنها و شکسته ام به گوشه اي نشسته ام
تمام اين سالها فقط به تو انديشيدم
اي بهار زندگاني ام
اي آرزوي هميشگي ام
تو که نيستي دل من داد مي زنه
لحظه لحظه تو رو فرياد ميزنه
دنيا غريبه به چشم من بي تو
تحمل درد ها ناممکنه عشق من
اي همه وجود من
هر چه کلام عاشقونه ست ارزوني اون چشم هاي قشنگت
منو با يک نگاه به رويا ببر
تو در خواب هايم در قصه هايم، در روياهايم، در همه وقت نوشته هاي مني
تو که بهترين دليل واسه زنده بودني
بيا روياي مهربونم
بيا عزيز هميشه ماندگارم که جز ديدار تو آرزويي ديگر ندارم




دل هميشه در انتظاره
مشتاق ديدار ياره
بهار باشه يا پاييز واسه من فرقي نداره
زندگي با اميد و رويا گفتم جالبه نه?
گفت: زيباست....آره زيباست ولي گاهي خيلي دردناک است.
وقتي به پارک تنها تنها قدم ميزني, وقتي به صندلي هاي
خالي در کنار هم نگاه مي کني, وقتي گل زيبايي رو
چيني و نيست او که بهش بدي و مجبور پر پرش کني...آره زيباست
جز غروب ها که دلت خيلي ميگيره واسش و کارش نميشه کرد...
باشه عزيزم اين زيبايي رو بخاطر تو هم که شده زيبا خواهم ديد
عشق من ![]()














اي تو تمام شعر هاي
من چه کرده اي تو با دلم که اين چنين شکسته ام
شکسته ام چو تار غم چه کرده اي تو با دلم
صداي خسته مرا نمي دهي ديگر جواب
دو چشم من نمي رود بدون تو ديگر به خواب
به هر دري که ميروم تو را نظاره ميکنم
بجاي بوسه بر لبت به گل اشاره ميکنم

وقتي به تو فکر کنم
وقتي به تو فکر کنم دنيا خوب و قشنگه
به هر طرف نگاه کنم روي ماهتو مي بينم
واسه تو من حاضرم سبد سبد ستاره بچينم
ز هرچه سخن گويم نام تو پر ميزند به روي لب هايم
تو هميشه خواستني هميشه دوست داشتني
دلم براي چشمهاي نازت خيلي تنگ شده
ياد آن روز ها بخير ساعت ها نگات ميکردم
اما باز سير نشدم از ديدنت
اي تو که تعبير خواب هاي قشنگمي
حالا تصور کن چقدر دلم تنگ شده واسه تماشاي چشات
اين همه سال که نديدمت...عزيزم
در حسرت آغوش گرمت سالهاست بوده ام من
در انتظار دستهاي خورشيدي ات سالهاست نشسته ام من
بسه ديگه انتظار
حسرت ديدار يار
بسه ديگه دلواپسي
بي تو بودن در هر کجا
مثل گلها که آبياري ميخواد 
دلم نوازش هاي عاشقت رو ميخواد
تو نمي داني اي عزيز جان
بي تو چه ها کشيده است اين دل ويران

عشق من دوستت دارم چون اقيانوسها 
براي ديدنت بي قرارم مثل امواج هاي دريا
عشق من دوستت دارم بيش از خواب رويا
برايت عاشق ترين عاشق دنيام
عشق من شوق ديدن تو زندگي مي بخشه 
عشق من دوستت دارم بيشتر از ديروز، کمتر از فردا
با تو و وفادار عشق تو خواهم ماند تا دنيا دنياست
عشق من تو مرحمي تو تنها حرف قلب مهربون مني
ميخواهم حساب خود را از همه عاشق هاي دنيا جدا کنم 
با مهر و محبت خويش تو را خوشبخترين مرد روي دنيا کنم
